تهران- خ مجید افشاری - بوستان 5 - پ ۵۷
info@totiran.com
09122342752
تماس با ما

چرخه دیوید کلب

تفاوت های فردی در یادگیری از دیرباز مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. اين عقيده كه تفاوت‌هاي افراد در يادگيري صرفا ناشي از تفاوت‌هاي آن‌ها در هوش و توانايي است، تا مدت‌ها در دنياي تعليم و تربيت پذيرفته شده بود، اما بعدها تغيير يافت. پژوهشگران نشان دادند كه دانش‌آموزان سبك‌هاي يادگيري متفاوتي نیز دارند، يعني اطلاعات را از راه‌های مختلف تجزیه و تحلیل کرده و یاد می گیرند. امروزه كاملاً مشخص شده است كه تفاوت‌هاي افراد در يادگيري فقط تا حدي به هوش و توانايي‌هاي آن‌ها بستگي دارد؛ یعنی عوامل ديگري نظير ويژگي‌هاي شخصيتي، دشواري تكليف‌ها و تفاوت سبك‌ها نيز در اين امر دخيل‌اند. در مجموع اصطلاح سبك، به الگوي غالب فرد در انجام دادن كارها اشاره دارد. سبك يادگيري، روش ترجيحي يا معمول فرد براي يادگيري است.

سبك‌ها مانند توانايي‌ها تا حدود زيادي حاصل تعامل فرد با محيط و قابل توسعه و تحول‌اند. بنابراين، سبك‌ها ثابت نيستند بلكه سيال‌اند، به اين معني كه سبك‌هاي متفاوت چه بسا در موقعيت‌هاي متفاوتي به‌كار گرفته می شوند. فردي كه در يك موقعيت به سبك خاصي عمل مي‌كند ممكن است در موقعيتي ديگر به سبك ديگري عمل كند. پس، هر چند افراد در بيشتر اوقات سبك خاصي دارند و آن را به‌كار مي‌گيرند، اما در چهارچوب آن سبك محبوس نمي‌مانند و قادرند سبك‌هاي مختلف خود را با موقعيت‌ها و تكاليف مختلف هماهنگ سازند.

دیوید کُلب (1974) به‌منظور فراهم ساختن درک بهتری از روش‌های متفاوت افراد در یادگیری و حل مسئله، نظریه‌ی سبک‌های یادگیری خود را مطرح ساخت. وی که سبک یادگیری را روش فرد در تأکید بر برخی از توانایی‌های یادگیری نسبت به دیگر توانایی‌های یادگیری می‌داند، معتقد است آگاهی افراد از پیامدهای سبک‌های یادگیری خود و دیگر روش‌های یادگیری در دسترس، مزیتهایی برای آنان دارد./ سبک‌های یادگیری کُلب

نظریه‌ی یادگیری تجربی اساس نظریه‌ی کُلب است. از آنجا که این نظریه بر نقش محوری تجربه در فرآیند یادگیری تأکید می‌نماید، یادگیری تجربی نامیده می‌شود. در این نظریه، یادگیری فرآیندی توصیف می‌شود که از تغییر شکل تجربه، دانش یا علم تولید می‌کند. از نظر کُلب، اولین وظیفه‌ی یادگیرندگان کسب تجارب یا درک اطلاعات است، که با یکی از این دو روش انجام می‌گیرد: عینی یا انتزاعی. دومین وظیفه‌ی یادگیرندگان نیز پردازش یا تبدیل اطلاعات است، که به یکی از این دو روش انجام می‌گیرد: مشاهده‌ی تأملی یا آزمایشگری فعال. به‌طور کلی در نظریه‌ی کُلب، چهار شیوه‌ی اصلی برای یادگیری وجود دارد